شبهه پیرامون تفاوت کوروش و پیامبر اعظم (ص) و کتابی پیرامون این موضوع
نویسنده این مقاله که مطمئنا" یک پان ایرانیسم (و حتی فراتر از اون) است برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب و سوء استفاده از احساسات ملی مردم و مخصوصا" جوانان در کنار نام کوروش از کتیبه و در کنار نام پیامبر اعظم از شمشیر استفاده کرده .
این در حالی است که همه روشنفکران و دانشمندان و آزادی خواهان مستقل جهان این را قبول دارند که پیروان پیامبر (ص) معمولا" تحت تاثیر اخلاق و خوی حسنه ی ایشان قرار میگرفتند و در قرآن نیز ایشان را اسوه ی حسنه نام برده .
قبلا" هم گفته شد که شاید از سوی بعضی از خلفای بعد از ایشان اشتباهاتی صورت گرفته باشد که اسلام ستیزانی که از این راه ارتزاق میکنند این اشتباهات را به پای ایشان مینویسند . مثلا" در باره ی فتح سرزمینها توسط عمر که با لشکر کشی انجام میشد . اما در هیچ جای تاریخ نیامده که پیامبر (ص) به زور شمشیر به ممالک و انسانها حمله میکرده تا آنها را مسلمان کند.
در زیر نام کوروش ، بخشهایی گزینشی از کتیبه ی وی که البته آن هم بسیار جای بحث دارد آورده شد و در زیر نامه پیامبر اعظم آیات مختلف قرآن (به شکلی گزینشی تر)که این آیات معمولا" از سوی اسلامستیزانی مطرح میشود که هیچ مطالعه ای درباره ی آیات قرآن و شان نزولها و ترجمه های درست ندارند و سر و ته یک موضوع را میزنند تا به هدف خود برسند .
اولا" مقایسه کتیبه کوروش و قرآن کریم بیشتر شبیه به طنز هست و قیاسی مع الفارق هست . مثل مقایسه هسته گلابی و منظومه شمسی !!
ثانیا" موضوع جالب تر گزینشی عمل کردن نویسنده است که برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب ،آیاتی از قرآن را که مربوط به عذاب و مجازات کفار میباشد آورده .
امادر قسمت اول درباره حلال کردن زنان بر پیامبر اعظم آمده که نویسنده با تحریف و زدن سر و ته آیه خواسته این را در ذهن مخاطب تزریق کند که با شنیدن نام پیامبر اعظم ، به یاد زن ها و ازدواجهای زیاد بیافتد. این آیه مربوط به سوره احزاب است که اصل ترجمه از این قرار هست :
اى پيامبر! ما براى تو همسرانى را كه مهرشان را پرداختهاى حلال كرديم و همچنين كنيزانى را كه (به عنوان غنايم جنگى) خداوند بر تو ارزانى داشته و مالك شدى (بر تو حلال كرديم) و نيز (ازدواج با) دختران عمويت و دختران عمّههايت ودختران دايى و دختران خالههايت را كه با تو هجرت كردهاند، (براى تو حلال كرديم،) و زن با ايمانى كه خود را به پيامبر ببخشد (و مهريّهاى از حضرت نخواهد) اگر پيامبر بخواهد مىتواند او را به عقد خويش در آورد؛ (اين قانونِ عقد بدون مهريّه) مخصوص توست نه ديگر مؤمنان؛ همانا مىدانيم كه براى مؤمنان دربارهى همسران و كنيزانشان چه حكمى كردهايم، (اين براى آن است كه) تا براى تو مشكلى نباشد، و خداوند آمرزندهى مهربان است.
در این آیه به زنانی که پیامبر میتواند با آنها ازدواج کند اشاره کرده و هرگز نفرمود که تو با تمام اینها میتوانی رابطه زناشویی داشته باشی . بلکه به قول ریاضی دانها برای پیامبر یک بازه بسته و محدودی را معین کرد . زمانی مهر زنی پرداخته میشود که آن زن به عقد مرد در آمده باشد و همسر او باشد و الا کسی مهر دختر همسایه و یا هر دختری را نمی پردازد .!!!
این آیه نیز به حقوق زنان اشاره کرده که باید مهریه آنها پرداخت شود.
این آیه (و دیگر آیات) حتی پیامبر را نیز تابع قوانین الهی میکند که هرگز نمی تواند پا را از فرامین الهی فراتر بگذارد. مثلا" در آیه ای نماز شب را بر پیامبر واجب کرده . یا در جایی جهاد یک تنه را بر پیامبر واجب کرده و...
در هیچ قسمت از آیه هم نیامده که هر کدام را که میخواهی برگزین .!!
درباره همسران پیامبر هم بارها در جاههای مختلف صحبت شده که نیازی به مطرح کردن این موضوع در اینجا نیست و فقط به این مطلب از تفسیر نور بسنده میکنم :
ازدواجهاى مجدّد پيامبر بعد از سنّ 53 سالگى (وفات حضرت خدیجه)بوده است، آن هم با زنان بيوه و متروكه يا داغديده، با تمايل كامل آنان به ازدواج و اجراى عدالت از سوى پيامبر و آموختن درس عملى براى اداره چند همسر و انتخاب زندگى ساده و بى توجّهى به خواستههاى تجّمل گرايانهى برخى همسران. علاوه بر همهى اينها در آن زمان داشتن چند همسر هيچ عيبى نبوده است و گاهى همسر اوّل به خواستگارى همسر دوم مىرفت و دهها نكتهى ديگر كه بايد در آنها دقّت نمود.
از این آیه نیز مسائلی فقهی استخراج میشود که در وقت و حوصله مطلب نمیگنجه.
در قسمت دوم به گردن زدن نا مسلمانان اشاره کرده که البته این مطلب اشاره داره به آیه 4 سوره محمد(ص) :
پس هرگاه با كسانى كه كافر شدند (در ميدان جنگ) روبرو شديد، گردنهايشان را بزنيد تا آن كه آنان را از پا درآوريد (و چون در دست شما اسير شوند) پس آنان را سخت ببنديد (تا فرار نكنند) سپس، يا بر آنان منّت نهيد (و آزادشان كنيد) و يا با گرفتن فديه و عوض، رهايشان كنيد تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد. اين است (دستور خداوند) و اگر خداوند اراده مىكرد، (از طريق صاعقه و زلزله و ديگر بلايا) از آن كفّار انتقام مىكشيد، ولى خدا (فرمان جنگ داد) تا برخى از شما را به وسيله برخى ديگر بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، هرگز خداوند اعمالشان را از بين نمىبرد.
میبینیم که باز هم این نویسنده برای تحت تاثیر قرار دادن ذهن مخاطب به تحریف و دست بردن در معنی آیه پرداخته .
این آیه مربوط به میدان جنگ هست ، نه کوچه و بازار . شما اگه در میدان جنگ باشید با دشمن چه برخوردی میکنید ؟ آیا براش بشکن میزنید و حرکات موزون انجام میدید ؟!!!
در بخش بعد به مسئله اسارت آنها اشاره شده که بعد از اسارت یا بدون عوض آزادشان کنید و یا عوضش رو بگیرید . که میبینیم آزادی بدون عوض را مقدم بر آزادی با عوض قرار داده (فاِمّا منّا بعد و اِمّا فداء) .
زدن گردن هم میتواند نوعی کنایه باشد از کشتن .مثلا" ما میگیم پدرشون رو درار ، حالشون رو بگیر و ...
احتمالا" نویسنده نمیدونه که کوروش چگونه به بابل حمله کرد ، آیا برای فتح بابل به مدافعان و سربازان اون سرزمین آب نبات چوبی داد ؟!!
درباره ی آیه زنان کشتزار شما هستند هم بارها صحبت شده که دیگه نیازی نیست به اون اشاره بشه .
در 3 قسمت آخر هم مثل بعضی رسانه ها !! عمل کرده و فقط حکم رو بیان کرده بدون اینکه جرمشون رو بیان کنه و نگفته که فلان قوم عمل لــــو اط رو انجام میداده و فقط برای مظلوم نمایی گفته که این قومها عذاب دیدن. اولا" نقد و دخالت در امور و تقدیرات الهی و ثانیا" مقایسه ی مع الفارق اون با کتیبه کوروش ناشی از جهالت (و شاید مزدوری) نویسنده هست و دیگر هیچ...
این در حالی است که همه روشنفکران و دانشمندان و آزادی خواهان مستقل جهان این را قبول دارند که پیروان پیامبر (ص) معمولا" تحت تاثیر اخلاق و خوی حسنه ی ایشان قرار میگرفتند و در قرآن نیز ایشان را اسوه ی حسنه نام برده .
قبلا" هم گفته شد که شاید از سوی بعضی از خلفای بعد از ایشان اشتباهاتی صورت گرفته باشد که اسلام ستیزانی که از این راه ارتزاق میکنند این اشتباهات را به پای ایشان مینویسند . مثلا" در باره ی فتح سرزمینها توسط عمر که با لشکر کشی انجام میشد . اما در هیچ جای تاریخ نیامده که پیامبر (ص) به زور شمشیر به ممالک و انسانها حمله میکرده تا آنها را مسلمان کند.
در زیر نام کوروش ، بخشهایی گزینشی از کتیبه ی وی که البته آن هم بسیار جای بحث دارد آورده شد و در زیر نامه پیامبر اعظم آیات مختلف قرآن (به شکلی گزینشی تر)که این آیات معمولا" از سوی اسلامستیزانی مطرح میشود که هیچ مطالعه ای درباره ی آیات قرآن و شان نزولها و ترجمه های درست ندارند و سر و ته یک موضوع را میزنند تا به هدف خود برسند .
اولا" مقایسه کتیبه کوروش و قرآن کریم بیشتر شبیه به طنز هست و قیاسی مع الفارق هست . مثل مقایسه هسته گلابی و منظومه شمسی !!
ثانیا" موضوع جالب تر گزینشی عمل کردن نویسنده است که برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب ،آیاتی از قرآن را که مربوط به عذاب و مجازات کفار میباشد آورده .
امادر قسمت اول درباره حلال کردن زنان بر پیامبر اعظم آمده که نویسنده با تحریف و زدن سر و ته آیه خواسته این را در ذهن مخاطب تزریق کند که با شنیدن نام پیامبر اعظم ، به یاد زن ها و ازدواجهای زیاد بیافتد. این آیه مربوط به سوره احزاب است که اصل ترجمه از این قرار هست :
اى پيامبر! ما براى تو همسرانى را كه مهرشان را پرداختهاى حلال كرديم و همچنين كنيزانى را كه (به عنوان غنايم جنگى) خداوند بر تو ارزانى داشته و مالك شدى (بر تو حلال كرديم) و نيز (ازدواج با) دختران عمويت و دختران عمّههايت ودختران دايى و دختران خالههايت را كه با تو هجرت كردهاند، (براى تو حلال كرديم،) و زن با ايمانى كه خود را به پيامبر ببخشد (و مهريّهاى از حضرت نخواهد) اگر پيامبر بخواهد مىتواند او را به عقد خويش در آورد؛ (اين قانونِ عقد بدون مهريّه) مخصوص توست نه ديگر مؤمنان؛ همانا مىدانيم كه براى مؤمنان دربارهى همسران و كنيزانشان چه حكمى كردهايم، (اين براى آن است كه) تا براى تو مشكلى نباشد، و خداوند آمرزندهى مهربان است.
در این آیه به زنانی که پیامبر میتواند با آنها ازدواج کند اشاره کرده و هرگز نفرمود که تو با تمام اینها میتوانی رابطه زناشویی داشته باشی . بلکه به قول ریاضی دانها برای پیامبر یک بازه بسته و محدودی را معین کرد . زمانی مهر زنی پرداخته میشود که آن زن به عقد مرد در آمده باشد و همسر او باشد و الا کسی مهر دختر همسایه و یا هر دختری را نمی پردازد .!!!
این آیه نیز به حقوق زنان اشاره کرده که باید مهریه آنها پرداخت شود.
این آیه (و دیگر آیات) حتی پیامبر را نیز تابع قوانین الهی میکند که هرگز نمی تواند پا را از فرامین الهی فراتر بگذارد. مثلا" در آیه ای نماز شب را بر پیامبر واجب کرده . یا در جایی جهاد یک تنه را بر پیامبر واجب کرده و...
در هیچ قسمت از آیه هم نیامده که هر کدام را که میخواهی برگزین .!!
درباره همسران پیامبر هم بارها در جاههای مختلف صحبت شده که نیازی به مطرح کردن این موضوع در اینجا نیست و فقط به این مطلب از تفسیر نور بسنده میکنم :
ازدواجهاى مجدّد پيامبر بعد از سنّ 53 سالگى (وفات حضرت خدیجه)بوده است، آن هم با زنان بيوه و متروكه يا داغديده، با تمايل كامل آنان به ازدواج و اجراى عدالت از سوى پيامبر و آموختن درس عملى براى اداره چند همسر و انتخاب زندگى ساده و بى توجّهى به خواستههاى تجّمل گرايانهى برخى همسران. علاوه بر همهى اينها در آن زمان داشتن چند همسر هيچ عيبى نبوده است و گاهى همسر اوّل به خواستگارى همسر دوم مىرفت و دهها نكتهى ديگر كه بايد در آنها دقّت نمود.
از این آیه نیز مسائلی فقهی استخراج میشود که در وقت و حوصله مطلب نمیگنجه.
در قسمت دوم به گردن زدن نا مسلمانان اشاره کرده که البته این مطلب اشاره داره به آیه 4 سوره محمد(ص) :
پس هرگاه با كسانى كه كافر شدند (در ميدان جنگ) روبرو شديد، گردنهايشان را بزنيد تا آن كه آنان را از پا درآوريد (و چون در دست شما اسير شوند) پس آنان را سخت ببنديد (تا فرار نكنند) سپس، يا بر آنان منّت نهيد (و آزادشان كنيد) و يا با گرفتن فديه و عوض، رهايشان كنيد تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد. اين است (دستور خداوند) و اگر خداوند اراده مىكرد، (از طريق صاعقه و زلزله و ديگر بلايا) از آن كفّار انتقام مىكشيد، ولى خدا (فرمان جنگ داد) تا برخى از شما را به وسيله برخى ديگر بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، هرگز خداوند اعمالشان را از بين نمىبرد.
میبینیم که باز هم این نویسنده برای تحت تاثیر قرار دادن ذهن مخاطب به تحریف و دست بردن در معنی آیه پرداخته .
این آیه مربوط به میدان جنگ هست ، نه کوچه و بازار . شما اگه در میدان جنگ باشید با دشمن چه برخوردی میکنید ؟ آیا براش بشکن میزنید و حرکات موزون انجام میدید ؟!!!
در بخش بعد به مسئله اسارت آنها اشاره شده که بعد از اسارت یا بدون عوض آزادشان کنید و یا عوضش رو بگیرید . که میبینیم آزادی بدون عوض را مقدم بر آزادی با عوض قرار داده (فاِمّا منّا بعد و اِمّا فداء) .
زدن گردن هم میتواند نوعی کنایه باشد از کشتن .مثلا" ما میگیم پدرشون رو درار ، حالشون رو بگیر و ...
احتمالا" نویسنده نمیدونه که کوروش چگونه به بابل حمله کرد ، آیا برای فتح بابل به مدافعان و سربازان اون سرزمین آب نبات چوبی داد ؟!!
درباره ی آیه زنان کشتزار شما هستند هم بارها صحبت شده که دیگه نیازی نیست به اون اشاره بشه .
در 3 قسمت آخر هم مثل بعضی رسانه ها !! عمل کرده و فقط حکم رو بیان کرده بدون اینکه جرمشون رو بیان کنه و نگفته که فلان قوم عمل لــــو اط رو انجام میداده و فقط برای مظلوم نمایی گفته که این قومها عذاب دیدن. اولا" نقد و دخالت در امور و تقدیرات الهی و ثانیا" مقایسه ی مع الفارق اون با کتیبه کوروش ناشی از جهالت (و شاید مزدوری) نویسنده هست و دیگر هیچ...
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور ۱۳۸۹ ساعت 19:40 توسط z@M@n
|
با سلام