شبهه درباره نظر فلاسفه پیرامون زنان که آیا نظر آنان نظر اسلام است ؟

خیلی از فلاسفه نامی از جمله هراکلیتوس، افلاطون، دکارت، اسپینوزا، کانت، شوپنهاوئر به خاطر بی مهری و تعریفی نادرست از زن هرگز ازدواج نکردند ، حتی نیچه ازدواج سقراط رو هم مسخره بازی و دست انداختن دیگران میدونه .
باید اینو بدونیم که فلاسفه یافته های خودشون رو که با منطق خودشون به این یافته ها رسیدند ( نه با هیچ چیز دیگه) بیان میکنند و مطمئنا" از اونجایی که اونها هم انسانن و احاطه ای به عالم خلقت ندارند ممکنه دچار اشتباهاتی بشن ، همچنان که بارها خیلی از این فلاسفه به اشتباهات خودشون اقرار کردند.

خب ادامه میدیم...
توجه شما رو به جمله مشهور نیچه جلب میکنم :

« هر جانوری، از جمله جانورِ فیلسوف، به‌غریزه در پیِ شرایطِ درخورِ بهینه‌ای ست که در آن تمامیِ نیرویِ خود را خالی کند و به بالاترین مرزِ احساس قدرت برسد. هر حیوانی به‌غریزه و با حسِ بویاییِ ظریفی که دستِ عقل به دامان‌اش نمی‌رسد، بیزار است از هر مزاحم و مانعی که سرِ راه‌اش سبز شود و راهِ دست‌یافت به این بهینه را ببندد یا تواند بست[…]. بدین‌سان، فیلسوف بیزار است از ازدواج و هرچه که کار را به وسوسه‌های ازدواج بکشاند؛ زیرا ازدواج مانعی‌ست و مصیبتی برای رسیدنِ او به بهینه‌یِ خویش. تا به امروز کدام فیلسوفِ بزرگی ازدواج کرده است؟ >>

همه ما میدونیم که ملاصدرا یه فیلسوفه مسلمانه نه یه دانشمند دینی و قرآن شناس و خیلی ها هم به یک سری از بیاناتش نقدهایی رو آوردن ، البته بسیاری از بیاناتش هم مورد تایید همگان هست از جمله موضوع غیر قابل انکار وجود خدا در زندگی انسان
این جمله ملاصدرا رو هم نه تنها من بلکه اکثر دوستان یا تا به حال نشنیدن یا کم پیش اومده که شنیده باشن ، چون در موازات احادیث و سفارشات قرآن و ائمه و پیامبر اسلام نیست و حرمت زن رو زیر سوال برده.( میتونید یه نگاهی به سخنان پیامبر و ائمه درباره زنان و ارزش و جایگاه اونا بندازید)

موضوع دیگه هم که باید بهش توجه بشه تفسیری هست که ملاهادی سبزواری از این سخن ملاصدرا آورده . که با بیان ملاصدرا فرق هایی هم داره و میشه این سخن ملا رو به گونه های دیگه هم تفسیر کرد.

شبهه درباره احکام ارث در اسلام

آیا میدونستید در دوران امپراتوری روم با اون تمدن بزرگ و درخشانشون زنها به طور کل از ارث محروم بودن
آیا میدونستید در تمدن یونان هم زنها از ارث محروم بودن؟
یا توی تمدن هند طبق قوانین مانو زن از ارث محرومه و اگه پدری فقط یه دختر داشته باشه دختر مجبوره که پسری به دنیا بیاره تا ارث به طور کامل به اون پسر برسه.؟
تو آسیای جنوب شرق ( مثلا" چین یا ژاپن) مخصوصا" در زمان كنفوسيوس پدر صاحب , و مالک زن و بچه اش به حساب میومد و حتی این اختیار رو داشت که اونا رو بکشه و اگه همه ی بچه های یه پدری دختر بودند باید یه پسری رو به فرزندی قبول میکرد و ارث رو به اون پسر میداد.
توی کتابهای قانون اروپایی طبق اصل همخونی ، هر کسی که از لحاظ همخونی به شخص فوت شده نزدیکتر باشه صاحب ارث میشه و بقیه از ارث محروم میشن
تا چند سال پیش توی همین انگلیس تمام ارث به پسر ارشد خانواده میرسید و اگه پسر ارشد نداشتن ارث فقط مال پسرا میشد.
توی جامعه ایران باستان زن جزئی از دارایی های شخص فوت شده به حساب میومد و زنها از ارث محروم بودن و ازونجایی که در اون زمان ازدواج مرد با محرمش (مثل خواهر ، خاله ، مادر ،عمه و ...)مجاز بود و یه مرد میتونست چندین زن داشته باشه ،پسر زنی که از بقیه زنها پیش همسرش محبوبتر بود اموال رو به ارث میبرد ، در اون دوره دختری که شوهر میکرد بهش ارث نمیرسید و منطق این موضوع این بود که اموال پدر به خارج از خانه منتقل میشه.
توی دین زرتشت هم نحوه تقسیم ارث به این صورته که اگر پدر بمیره دختر نصف پسر ارث میبره و اگر مادر صاحب مال بمیره هر دو مساوی ارث میبرن.

اما اسلام احکام ارث رو بر اساس جنسیت وضع نکرده بلکه بر اساس مسئولیت مالی و موقیتی که هر یک از زن و مرد دارن وضع کرده
در روایتی نقل شده شخصی از امام صادق ‏(ع) سؤال کرد كه چرا زن كه ضعيف‏تر است و احتياج به حمايت بيشترى دارد، بايد از ارث يك سهم داشته باشد و مرد كه از حيث قواى بدنى و جسمانى قوى‏تر از اوست، بايد دو سهم از ميراث ميت را تصاحب نمايد؟ امام صادق(ع) در پاسخ مى‏فرمايند: به دليل اين كه مرد تكاليف بيشترى داشته و مسئوليت‏هاى سنگين‏ترى بر دوش دارد. مرد بايد به جهاد برود و مخارجى را در اين زمينه متحمل شود، مرد بايد علاوه بر مخارج خود، مخارج زندگى همسر خود را نيز تأمين نمايد. مرد در رديف عاقله است و بايد در جنايت خطايى بستگان خود، با پرداخت مال، معاونت نمايد در حالى كه زن چنين وظايفى را ندارد
یا در جایی دیگه نقل شده که پرداخت مهريه از سوى مرد به زن، جبران نقصان ارث زن است .
توی نظام حقوقی اسلام مرد به خاطر مسئولیتهایی مثل نفقه ی زن و فرزندان ،پرداخت مهریه،هزینه های زندگی ،پرداختن هزینه نزدیکان تهدست و ...سهم ارث دوبرابر میگیره که اگر این مقدار سهم رو با مسئولیتهایی که مرد داره بسنجیم شاید ارث مرد به نصف زن هم نرسه.
اینکه ما ملاک رو توی نظام حقوقی اسلام درباره ارث ، جنسیت زن و مرد بدونیم ناشی از عدم دانشمون درباره ی احکام اسلام(احکام ارث) هست.

شبهه پیرامون قانون دیه در اسلام

اول یه توضیحی درباره برگردان واژه دیه به فارسی بدم که گفته میشه خون بها ، که اصلا" این طور نیست
ارزش خون انسانها رو نمیشه با مبلغی عوض و تامین کرد و از منظر قرآن خون یک انسان با خون سایر انسانها یکسان است (ارزش) نقش دیه اینه که هم مجازاتی باشه برای فرد مرتکب خطا که یه عامل بازدارنده باشه و بدونه که دیگه نباید سراغ اینجور اعمال ناشایست بره و نقش دیگه دیه اینه که جبران خسارت اقتصادی به خانواده آسیب دیده رو داره ، پس به دیه نمیشه گفت خون بها و بگیم که خون یک جنس از خون دیگری رنگین تره
در آیات زیر میتونیم ببینیم که خدای متعال هیچ فرقی برای زن و مرد از لحاظ ارزشهای والای انسانی قائل نیست :
پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [و فرمود] من عمل هیچ صاحب عملی از شما را، از مرد یا زن که همه از یکدیگرند، تباه نمی کنم .»
«هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعا او را با زندگی پاکیزه ای حیات [حقیقی بخشیم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند، پاداش خواهیم داد .»

«و کسانی که کارهای شایسته کنند مرد باشند یا زن، در حالی که مؤمن باشند، آنان داخل بهشت می شوند، و به قدر گودی پشت هسته خرمایی مورد ستم قرار نمی گیرند .»
«هر که بدی کند، جز به مانند آن کیفر نمی یابد و هر که کار شایسته کند مرد باشد یا زن در حالی که ایمان داشته باشد، آنان داخل بهشت می شوند و در آن جا بی حساب روزی می یابند .»

یا درجایی گفته همانا بهترین شما نزد خدا با تقوا ترین شماست.


باید اینو بدونیم که دیه به معنی شخصیت دادن به افراد نیست و اینطور نیست که مثلا" اگر یکی از شخصیتهای بزرگ علمی ویا سیاسی کشته بشه دیه ش از یه کارگر ساده بیشتر باشه
البته در مواردی هم دیه مرد و زن برابر میشه که شرایط خاص خودش رو داره

اما همونطور که در بخش ارث گفتم ، اسلام مسئولیت تامین امور اقتصادی خانواده رو به مرد داده و زن رو از این امور معاف کرده ، پس با توجه به نقش دوم دیه که در بالا گفتم از اونجایی که دیه مرد برای اون خلا ایجاد شده و اون آسیبی که به خانواده وارد میشه هست و اینکه مرد از لحاظ تامین اقتصادی خانواده نقش کلیدی رو ایفا میکنه دیه مرد به طور کامل باید پرداخت بشه
ممکنه سوال بشه اگر زن نقش اول اقتصادی خانواده رو بر عهده داشت چی ؟ که در جواب باید گفت قانون در همه جا به صورت عام وضع و اجرا میشه و اگر زنی نقش اول اقتصادی رو داشته باشه باز هم نمیشه اصل قانون رو لغو کرد
البته کسی که در دادگاه حکم میکنه (قاضی) میتونه با توجه به شرایطی خاص ، احکامی خاص رو صادر کنه.

شبهه پیرامون مراسم عزاداری امام حسین در طول تاریخ

پترچلکووسکی میگه : <<مراسم محرّم، حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب کرد. یاد کردن شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور، که اکثراً توسط فرستادگان اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن می‎گویند که ملبّس به جامه‎های رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پیاده‎روی می‎کردند، یا سوار بر اسب‎ها و شترها، آفریننده‎ی وقایعی بودند که به واقعه‎ی حزن‎انگیز کربلا ختم می‎شد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامه‎های همگون و مسلح به تیر و کمان و شمشیر و سلاح‎های دیگر، به طور آهسته بازی می‎شد. سراسر نمایش با سوگ‎نوا همراهی می‎شد و تماشاگران که در امتداد گذرگاه‎ها صف می‎کشیدند، بر سینه می‎زدند و در حالی که دسته عزا از کنارشان رد می‎شد، فریاد می‎زدند: حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین . (( تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلکووسکی، ترجمه، داود حاتمی، ))
ژان کالمارنین مینویسه :

«تجدید خاطره‎ی فاجعه کربلا به صورتی که در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنباله‎ی سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند زیارت بُقاع شهیدان کربلا، سینه زنی و روضه‎خوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، که به وسیله‎ی مسلمانانی که گرایش‎های عقیدتی گوناگون دارند اجرا می‎شده است،… موضوع گرفتن انتقام خون امام حسین(ع) که از دیر باز بخش اعظم تجدید خاطره‎ی فاجعه‎ی کربلا حکم‎فرما بوده و شاه اسماعیل ـ بنیان‎گذار سلسله‎ی پادشاهی صفوی ـ از آن برای تبلیغ و پیشبرد کارهای خود استفاده کرد.»(( تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلکووسکی صفحات 163 و 164))
همچنین درجایی دیگه میگه : «به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبه‎ی ایمانی و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنت‎هایی به وجود آمده است که ریشه‎های ژرف نزد ایرانیان دارد و حتّی صورت منقّح‎تر نمایشی مصائب روحانی را موجب گردیده است.(( تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلکووسکی صفحه 164))
البته بعضیا هم میگن این شیوه عزاداری از زمان آل بویه شروع شده
دلیل رواج این سبکهای عزاداری در زمان صفویه چند دلیل وجود داره : دولت روی کار شیعه بود و دلیل دیگه این که مردم شیعه که تعدادشون زیاد بود خواستار برگزاری این چنین مراسمی از دولت بودن.

شبهه درباره ضرورت وجود مبارک امام زمان

برای اثبات وجود امام زمان دلائل زیادی وجود داره ، هم دلیل عقلی ، و هم دلیل نقلی و فلسفی
دلیل عقلی رو میشه اینجوری بیان کرد که تا زمانی که تکالیف و قوانین الهی در زمین ثابته پس انسانها هم موظف به انجام تکالیفشون هستند و این افراد مصون از خطا و اشتباه نیستند و ممکنه که در انجام تکالیف با اشتباهاتی مواجه بشن پس باید کسی در بین اونها باشه که از لحاظ علم و آگاهی ( البته منظورم فقط علوم طبیعی نیست) بالاتر از مردم باشه که اونها رو هدایت کنه وگرنه حجت خدا بر مردم ناقص میمونه ، و میشه زمین رو بدون انسان کامل یک جسمی در نظر گرفت که روحی در اون نیست.

همچنین در ادامه قبول و اثبات عقلی موضوعاتی مثل توحید (خداشناسی و خداباوری) و معاد ( روز قیامت) میشه اصل امامت رو پذیرفت .در یک دادگاه هیچ مجرمی رو بدون حجت و دلیل محاکمه نمیکنن و بعد از آوردن دلیل و برای این که برای مجرم هیچ جای اعتراضی نباشه اونو محاکمه میکنند
با پذیرفتن معاد و از اونجایی که بزرگترین دادگاه ، دادگاه الهی در روز قیامت هست پس این دادگاه هم نیاز به حجت داره ( همونطور که در قرآن و همه کتب آسمانی و سایر احادیث اومده) پس خدا نماینده ها و حجتهایی رو در زمین قرار میده و همونطور که برای امتهای پیش از امام زمان حجتهایی روی زمین بود پس در این زمان هم باید حجتی روی زمین باشه تا همونطور که همه ی امامان قبلی شهادت دادن زمین بدون حجت باقی نمونه هر چند که غایب باشه که دلیل غیبت امام هم خودش بحثی جدا و مفصل هست.
حدیثی از امام علی داریم که من این حدیث رو با سندش مینویسم : هيچ گاه زمين از کسي که حجت و دليل خداوند را اقامه کند خالي نبوده است، خواه(اين حجت خدا)آشکار و معلوم باشد و خواه هراسان و غير مشهور و اين به دليل اين است که براهين و حجت هاي خداوند(بربندگان) باطل نگردد.(بحارالانوار، ج23، ص48؛ و کمال الدين، ج1، ص294؛ و کشف اليقين، ص74،المبحث الثاني و...)

دلیل فلسفی هم رو میشه اینجوری بیان کرد که خدا غنی بالذات و فیض مطلق هست و انسان فقیر و ناچیز و نیازمند به فیض الهی هست اما چون فقر محض قابلیت و توانایی دریافت فیض محض رو نداره پس نیاز به یه واسطه داره که با ظرفیت دریافت بالای خودش از فیض مطلق (خدا) دریافت کنه تا همه بتونند از این فیض بهره مند بشن. این موضوع رو میشه به یه نیروگاه بزرگ برق تشبیه کرد که هیچ وقت نمیشه یه لامپ کوچیک رو با برق مستقیم این نیروگاه روشن کرد چون باعث نابودی لامپ میشه پس نیاز به واسطه ای مثلا" ترانسفورماتور هست تا برق رو به میزان ظرفیت لامپ به اون بده ، انبیا و امامان هم واسطه میان انسان و خدا هستن که اگر در هر زمانی نبودند ، انسان نابود میشد
در این مورد هم حدیثی هست از امام باقر که فرمودند : اگر زمین یک روز بدون امام باقی بماند، زمین اهلش را می بلعد ودر خود فرو می برد.(دلائل الامامة،ص231)

اما دلیل نقلی :
در منابع مسلمانان ( چه شیعه و چه سنی ) در جاهای زیادی در باره ی تولد امام زمان نقل شده که برای اطلاعات بیشتر میشه به جلد 51 بحار الانوار مراجعه کرد(باب ولادت حضرت مهدی) همینطور منتخب الاثر فصل 3 باب اول، الزام الناصب جلد 1
همینطور بارها کسانی از پیامبر خواستند تا براشون نام امامان دوازدهگانه رو بیان کنه که به عنوان مثال میشه به نقلی از ابن عباس مراجعه کرد :
شخصي يهودي به نام نعثل نزد رسول خدا آمد و سؤال‎هاي بسياري را مطرح نمود و از اوصياء نيز پرسيد، حضرت در پاسخ فرمود: «نخستين وصي من علي و پس از او حسن و حسين و امامان نه گانه و از فرزندان او مي‎باشند.» و نعثل پرسيد نام آنها چيست؟ حضرت اسامي تك تك امامان را تا امام دوازدهم (حضرت مهدي (عج)) شمرده‎اند.[
یا حدیثی که از جابربن عبدالله انصاری نقل شده :
كه شخصي يهودي به محضر رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‎رسد و سؤالات زيادي مي‎كند و از اوصياء حضرت مي‎پرسد و سؤال مي‎كند پس از حسين اوصياء چه كساني هستند پيامبر فرزندان امام حسين از علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ را نام مي‎برد تا حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ و سپس مي‌فرمايد: لقب او قائم و حجت است و او غائب خواهد شد و خوشا به حال صابران در غيبت...

و اما گزارشات تاریخی که من دقیقا" عین مطلب رو اینجا میذارم :

1. حافظ سليمان حنفي مي‌گويد: «خبر معلوم نزد محققان و موثقان اين است كه ولادت قائم (عج) در شب پانزدهم شعبان سال 255 در شهر سامرا واقع شده است.
2. خواجه محمد پارسا در كتاب فصل الخطاب گفته: «يكي از اهل‌بيت ابومحمد بن عسگري است كه فرزندي جز ابوالقاسم كه قائم و حجت و مهدي و صاحب الزمان ناميده مي‌شود باقي نگذاشت و او در نيمه شعبان سال 255 هجري متولد شد. مادرش نرجس نام دارد، او هنگام شهادت پدرش پنج سال داشت.
بهتر است بدانيم بعضي محققين تعداد روايات اهل سنّت را بيش از 200 روايت تخمين زده‎اند كه همه در مورد امام دوازدهم مي‌باشد كه فقط حقانيت شيعه اثني عشري (دوازده امامي) را مي‎رساند و بر هيچ يك از مذاهب، جز شبعه دوازده امامي منطبق نيست و همه اين احاديث بر ولادت و امامت حضرت ـ عليه السّلام ـ دلالت مي‎كند و آيت الله شيعه دوازده امامي منطبق نيست و همه اين احاديث بر ولادت و امامت حضرت ـ عليه السّلام ـ دلالت مي‌كند و آيت الله صافي(دام عزه) در كتاب مهدويت بيش از 77 نفر از علماي اهل سنّت را نقل مي‌كند كه هر يك به نحوي ولادت آن حضرت را بيان كرده‎اند. پس اگر اهل سنّت مطلقاً‌بگويند حضرت مهدي (عج) به دنيا نيامده اين ادعاي كاملاً بي‎اساس است زيرا آنها حتّي گفته‎ها و نوشته‎هاي بزرگان خود را هم قبول ندارند. علاوه بر آن، آيات متعددي در قرآن به چگونگي قيام آن بزرگوار اشاره كرده است.
به عنوان نمونه به تفسير آيات 105 و 106 سوره نور، 55 از سوره توبه، 29 سوره كهف و 29 سوره مؤمن مراجعه شود. و اگر آنها طولاني بودن عمر را دليل عدم ايشان تولد بدانند، به سادگي مي‎توان عرض كرد كه همان كسي كه قادر است عيسي بن مريم را زنده نگه دارد تا به مهدي موعود اقتدا كند و يونس را در شك ماهي محافظت نمايد و يا به نوح پيامبر 950 سال عمر بدهد، آيا او قدرت ندارد به مهدي (عج) عمر طولاني عنايت كند در حالي كه خود اهل سنّت نيز قائل به زنده بودن عيسي و خضر و صالح و... مي‎باشند.

شبهه درباره درستی احادیث و روایات

پاسخ :

 

درباره احادیث و صحت اونها هم یه توضیح مختصر بدم و تمام ، به این کار میگن علم رجال که صدالبته کار هر کسی نیست و نیاز به دانش فراوانی داره چون کار بسیار پیچیده و حساسیه ، این افراد احادیث و روایتهایی که نقل شده رو جمع اوری میکنند و با توجه به قرآن و اصول قطعی دین این احادیث رو در اختیار سایرین قرار میدن

به این مطلب کوتاه درباره ی سندیت و قطعیت احادث توجه کنید :

1- حوادث تاریخی و احادیث منقول از اولیاء خداوند به جهت صحت انتساب و عدم آن یکدست نیستند دسته‌ای از آنان قطعی و متواتر هستند و جای تردیدی در این حوادث یا اخبار نیست چنان چه در تاریخ بشری چنین قضایایی کم نیستند. این که کورش کبیر پادشاه ایران بوده است جای تردید ندارد و این که اسکندر مقدونی به ایران حمله کرده است جای تردید و دو دلی وجود ندارد. دسته‌ای دیگر از اخبار و حوادث تاریخی از این قطعیت برخوردار نیستند که برای دست‌یابی به صحت و سقم آنان باید از راههای دیگر بهره‌ جست.

2- حوادث تاریخی و اخبار مربوط به اولیاء خداوند باید اولاً معقول و ثانیاً سازگار با قرآن کریم و اخبار قطعی و اصول مسلم دینی باشند و ثالثاً باید قرینه‌های تاریخی و نقلی بر صحت آنان اقامه شود. و در خصوص راویان و افکار و منش آنان تحقیق جدی شود که اصطلاحاً در علم «رجال» این مهم مورد رسیدگی قرار می‌گیرد.

3- به طور کلی هم مضمون و هم راویان و هم قراین نقلی در صحت انتساب یک خبر یا حادثه به معصومین مؤثر است و این کار به عهده انسانهای خبره و دانشمند این رشته است که مجموعه قواعد و شیوه‌های اثبات حدیث صحیح از ناصحیح در علم «درایة الحدیث» تدوین شده است. شما می‌توانید به کتاب «درایة الحدیث» مرحوم کاظم مدیر شانه‌چی مراجعه فرمایید.

شبهه درباره ازدواج و همسر و فرزندان امام زمان

 

 

پاسخ :

درباره ی ازدواج امام عصر اخبار و احادیث متعدد اومده.
اما اون چیزی که روشنه اینه که امام نباید اون کاری که با غیبتش منافات داره رو انجام بده ، البته منظورم فقط ازدواج نیست، و اینو باید بدونیم که همیشه ملاکهای اهم مقدم بر ملاکهای مهم هستند


برای آگاهی بیشتر و برای اینکه صفحات شلوغ نشه میتونید لینکهای زیر مراجعه کنید :

لینک 1 و لینک2

اگر بخوایم این رو قائل باشیم که امام زمان(عج) همه ی قواعد کلی شریعت پیامبر رو انجام میده که قطعا" هم همینطوره میشه نتیجه گرفت که امام ازدواج کرده ،
علامه محدث نوری فرموده : چگونه ترك خواهد نمود چنين سنت عظيمه جدبزگوار خود را با آن همه ترغيب و تحريص كه در انجام آن شده. و نكوهشی كه در ترك تهديد و آن شده است. سزوار ترين كس در انجام سنت پيامبر امام هر عصر است و تا كنون كسی ترك آن را از خصايص آن جناب نشمرده است.
درباره ی همسر یا همسران آن حضرت و یا اینکه ازدواجش دائم یا موقت هست هم روایتهای زیادی نقل شده ، مثلا" درجایی همسر حضرت رو از نسل عبدالعُزّی پسر عبدالمطلب معرفی کرده

در جاهایی گفته شده که با توجه به اصل خفای شخص که شخص باید خودش رو از دیگران مخفی کنه حضرت ازدواج نکرده اما با توجه با اصل خفای عنوان که شخص تنها عنوان خودش رو مخفی میکنه میشه این موضوع رو قبول کرد که حضرت ازدواج کرده و بخش دوم یعنی خفای عنوان محکم تر و قطعی تر از بخش اول یعنی خفای شخصه.
گروهی هم میگن که در این باره باید سکوت کرد و از جوابهایی مثل نمیدانم یا فقط خدا میداند باید استفاده کرد چون وظیفه ما پذیرفتن قضیه ازدواج حضرت نیست از ما خواسته نشده که امام عصر رو مجرد یا مزدوج قبول کنیم و این موضوع رو بیشتر یه موضوع شخصی برای امام میدونند ، کسانی هم که به نقل از روایات ، ملاقاتی با امام داشتند هیچ وقت درباره این موضوع از امام نپرسیدند چون اونقدر مسائل و مشکلات و سوالات شرعی و روزمره برای اونا بود که به این گونه مسائل نپرداختند.

شبهه درباره طول عمر امام زمان

امام زمان؛مگر انسان نیست؛ خب این انسان چگونه چندین سال،بدون هیچ مشخصه ای و بدون هیچ نشانی از وجود او ,میخواهد تا چندین سال دیگر غایب بماند؟ مگر یک انسان چقدر عمر میکند

 

پاسخ:

 

با قبول کراماتی که خدای بزرگ به امامان داده مسئله طول عمر مسئله پیچیده ای نیست
حتی اگر این کرامات رو هم قبول نکنیم باز هم از جنبه عقلی و علمی میشه این موضوع رو باور کرد
موضوع عمر حضرت نوح رو همه ادیان آسمانی قبول دارند که در قرآن آمده 950 سال فقط پیامبری کرده ، کتابهای زیادی هم هست که درباره ی معمران ( کسانی که عمر زیادی کردند) توضیحاتی داده و اسم اونا رو آورده
هر سال که میشه و هرچه بشر بیشتر به سمت جلو حرکت مکنه پی به رازهایی برای مبارزه با بیماری های مختلف و جلوگیری از پیری سلولهای اندام مختلف و در نتیجه افزایش مدت عمر میبره
در سال 1912 دکتر کارل موفق شد یک مرغ رو به مدت 30 سال زنده نگه داره در صورتی که عمر طبیعی مرغ 10 سال هست
همینطور دانشمندان روی یک نوع مگس آزمایشی کردن که تونستند طول عمرش رو 900 برابر بکنند
خواجه نصیرالدین طوسی درازی عمر را امری شدنی و انکار اون رو جهل میدونه
دانشمند معروف فلوگر مرز عمر انسان رو تا 600 سال و رجر بیکن که یه دانشمند انگلیسی بود مرز عمر انسان رو تا 1000 سال میدونست
و نمونه های فراوان در عالم طبیعت که با حتی تامل و تفکر به قدرت خدای متعال نیازی به آوردن این نمونه ها و توضیحات نیست.

شبهه درباره امام زمان و ظهور ایشان

آقای عزیز،امام زمان اگر بیاد؛چه نشانه ای داره؟ که مردم باور کنن؛ معجزه میکنه؟
معجزه که فقط مخصوص پیامبران بوده، و ختم پیامبران هم 1400سال پیش اعلام شده؛
پیامبر اسلام, با آن عظمتی که دین گرایان از ان دم میزنند؛گفته که من هیچ فرقی با شما ها ندارم؛من هم یک انسانم و تنها وظیفه پیام رسانی را دارم؛

 

پاسخ :

 

نشانه های زیادی در اخبار و احادیث و روایتهای متعدد آورده شده برای مثال میتونید به اینجا واینجا و اینجا مراجعه کنید
نام کتاب شاه نعمت ا... رو هم نمیدونم شنیدید یا نه که البته نمیشه درباره ی صحتش صحبت کرد اما در این کتاب هم علائم زیادی از ظهور امام زمان اومده
**
اولا" معجزه فقط مخصوص پیامبران نیست بلکه درجاتی داره که برای یک انسان عادی هم (با درجاتی پایین تر) ممکنه اتفاق بیفته و امامان معصوم علیه السلام هم جزء بهترین بنده های خدا بودند و هستند و مطمئنا" کرامات زیادی داشته اند و دارند
ثانیا"درباره ی معجزه صحبت زیاده و نیاز به یک بحث مفصل داره
شاید اون دینگرایانی که شما میفرمایید چیزی رو از پیامبر نقل کرده باشن که درست نباشه و بیشتر شبیه به اغراق باشه اما همانطور که شما گفتی پیامبر خودشان بارها فرمودن که من مثل خود شما هستم ، راه میرم ، غذا میخورم و ....
که البته همه ی اینها یک سری ویژگی هایی هست که هر انسانی داره اما اساسی ترین فرق پیامبر با سایر مردم مسئله وحی و مقدمات و لوازم وحی هست
البته تفاوتهای دیگه ای هم هست مثل : عصمت از گناه، عصمت از اشتباه، رهبری بی نظیر، بیش از دیگران از خدا می ترسه، بیش از دیگران خدا رو عبادت می کنه، نماز می خونه، روزه می گیره، جهاد می کنه، زکات می ده، به خلق خدا احسان می کنه، برای زندگی خودش و دیگران تلاش می کنه و ...
تنها تفاوت پیامبر با امام هم در وحی هست
که البته وحی هم درجاتی داره و منظور من اون وحی ی هست که مخصوص پیامبران خدا هست.

شبهه درباره امام زمان و ظهور ایشان

تا آنجا که بنده اطلاع دارم؛ میگن که ظهور امام زمانی وقتیه که دنیا تمام پر از ظلم و نه عدالتی و فساد وبی دینی مردم؛باشه؛
یعنی شما اینقدر از مواردی که در بالا اشاره کردم,دور هستید و مردم دنیا اینقدر پاک هستند !!!
پس حالا حالا ها باید منتظر بمانید،

 

پاسخ :

 

علت ظهور نکردن امام عصر خود مردم هستند که آمادگی را جهت ظهور در جامعه و در خودشون ایجاد نکردند
حالا ممکنه بخشی از این عدم آمادگی برگرده به شرایط جامعه
این ظلم و تباهی که هم ممکنه فکری!!باشه و هم عملی باعث میشه که مردم از شرایط جامعه و ظلم حاکمان خسته بشن و آمادگی پذیرفتن یک حکومت جهانی عادل در اونا ایجاد بشه
در واقع میشه گفت یکی از زمینه های ظهور امام و آمادگی مردم برای ظهور ،رواج ظلم و فساد در جامعه هست
امام علی در حدیثی فرمودند : دربارة مولودی می اندیشم که از نسل من است و او مهدی است که زمین را پر از عدل و داد می کند، پس از آن که از ستم و بیداد آکنده باشد.
البته منظور از رواج فساد در جامعه این نیست که تمام جامعه آکنده از فساد باشه و هیچ فرد صالح و شایسته ای در جامعه نباشه و تمامی ارزش ها به طور کل از بین رفته باشه.،
که البته میشه منظور از گسترش ظلم و فساد رو به صورتهای متعددی بیان کرد که من بعضی از اونا رو میارم :
1.هر زمان زشتی ها و ظلم جای خودشون رو به خوبی ها و عدالت بدن
2.زمانی که مردم مفهوم ظلم و ناهنجاری رو خوب درک میکنند و حتی کوچیکترین ناهنجاری سبب رنجش اونا خواهد شد
3.شاید خواسته مردم عدالت و ارزش های والا باشه اما حاکمان با ظلم و بی عدالتی خودشون این شرایط رو محیا نکنند و فساد رو در جامعه رواج بدن .

پاسخ به این شبهه : نام «ايران» را «مغولان» بر اين سرزمين نهادند

سرزميني كه امروز با جغرافياي معلومش ايران گفته مي‌شود در قديم‌الايام «خونيرث» و يا «خونيره» و بعد «ايران ويچ» و «ايران» گفته شده است.

پاسخ :

 

این تنها یک استنباط هست که از کتاب اوستا گرفته شده و بعضیا میگن ایران نام خودش رو از این کلمات گرفته که البته این کلمه هیچ شباهتی به ایران نداره .
به نظر اینها، نام یه جای مجهول الهویت (که حتی در نحوه ی خوندن و تلفظ این کلمه هم بین بعضیا اختلافه) ، که در اوستا اومده منظورش همون ایرانه و کم کم شده ایران ویچ و بعد شده ایران
حالا چه جوری این واژه تو دهن چرخید و شد ایران خدا میدونه !
بعضی ها هم این بحثها رو یه امر ------اعتقادی میدونند که در زمان پهلوی شکل گرفت.
فردوسی درباره سومین پسر فریدون میگه :
مر او را که بدهوش و فرهنگ و رای **** مر او را چه خوانند؟ ایران خدای
که اینجا منظور از ایران یعنی آزادگان و ایران خدای یعنی پادشاه آزادگان.
قسمتی از پیام کیخسرو به افراسیاب‌ :
به ایران زن ‌و مرد لرزان به‌ خاک ****خروشان ز تو پیش یزدان پاک
توی بیت زیر هم ایران به معنی کشور آزادگان هست :
دریغ‌ است ایران که ویران شود****کنام پلنگان ‌و شیران شود

شبهاتی درباره ی پست قبلی مربوط به سجده و خانه کعبه

من نمی دانم این سخن نادرست را چگونه پاسخ درست دهم.

مرکز یک کره درون کره است و نقطه ایست که فاصله اش از هر نقطه ای روی پوسته ی کره به یک اندازه باشد.

خود شما می گویید کره زمین. پس مرکز این کره درون آن است نه روی پوسته ی آن !!
شما یا این دانشمند! بگویید که مشرق یک نقطه روی سطح یک کره کجاست ؟ و این مشرق تا کجا ادامه دارد؟ هر نقطه روی سطح کره می تواند مشرق نقطه ای دیگر از یک سو و مغرب همان نقطه از سوی دیگر باشد. برای نمونه نیویورک در سوی مغرب تهران قرار دارد. ولی همین نیویورک در سمت مشرق تهران قرار دارد اگر از سمت دیگر حرکت کنیم ! نقطه ای که این دو سمت از هم جدا میشوند کجاست؟

شاید گفته شود نقشه گسترده ی کره زمین مورد نگر است.

 

پاسخ :

 

خوب این نقشه ی به قول شما گسترده ی زمین کارش اینه که زمین رو از حالت کروی به
شکل یک سطح در میاره و درنتیجه مشاهدات و محاسبات جغرافیای رو برای محققان و حتی عوام آسان میکنه ، پس تا اینجا واسه حرف خودتون که گفتید مرکز کره درون کره هست خلافش رو ثابت کردید

در ضمن کی گفته زمین به شکل کره هست ، بلکه باید بگیم نزدیکترین شکلی که برای زمین وجود دارد یک کره است ( امیدوارم این در اطلاعات دانشیک شما گنجانده باشه)

اگه نیک پست بنده رو مطالعه کرده باشید که نکردید ، این دانشمند گفت که مرکز خشکی های جهان است ، یعنی اگر خشکی های جهان را کنار هم قرار دهیم مرکز آن کعبه خواهد بود
پس دلیل نداره که با قرار دادن عکسی بی مورد و به هم زدن نظم صفهات تاپیک در این باره اظهار نظر کنید.
این که شما مشاهدات و تحقیقات متخصصان و دانشمندان رو نادرست ارزیابی میکنید جای بسی شگفت و البته خوشحالی داره که در این فروم نخبگان فراوانی هم عضویت و فعالیت دارند.


 

سوی نیروی گرانش زمین به مرکز زمین است. پس روی پوسته زمین نیست. ضمن اینکه ارتفاع مکه از سطح دریا 330 متر است. این نشان می دهد که دست کم در سطح دریا ها میزان نیروی گرانش وارد بر یک جسم بیشتر از مکه است. حال آنکه شمار زیادی مکان روی زمین است که پست تر از این شهر هستند. اگر هم روزی همه زمین را آب فرا گرفته باشد، نخست ارتفاعات از اب بیرون آمده اند مانند قله اورست و دماوند و ... نه مکه.

 

پاسخ :

 

شما این وصفیات از نیروی جاذبه را از کجا اوردید ؟!؟
کی گفته که سوی نیروی جاذبه به سمت مرکز هست ، شاید منظورتان این باشد که سوی نیروی جاذبه در اطراف زمین به سمت خود زمین است که این رو میشه قبول کرد ، البته هر بی سوادی هم هین موضوع رو میدونه

خود نیوتن درباره ی کشف خودش که نیروی جاذبه هست گفته :

منشأ جاذبیت زمین، اراده آفریدگار است و بس. و آن نیروئی است معنوی که خودش درک نمی شود ولی از آثارش شناخته می شود

هنوز هم دانشمندان اطلاعی از علت و منشا اصلی نیروی جاذبه در دست ندارند
درباره ی اون حرفتون که گفتید میزان نیروی جاذبه به ارتفاع بستگی دارد و در سطح دریاها باید بیشتر باشد ، باور کنید که فقط و فقط یک جک است
شما میتونی اینو پیش یه دبیر فیزیک بگی و اونوقت ببینی که چطور بهت میخنده
علت جاذبه زمین جرم بسیار زیاد زمین است ، پس میتوان گفت هر چه جرم جسم بیشتر باشد نیروی جاذبه آن بیشتر است
این بود اون تحقیقات و مطالعاتی که برای پاسخ به پستهای بنده انجام دادید !!!

در ضمن من هیچ مطلبی رو نخونده و درک نکرده اینجا نمیذارم

اونهایی که اندکی درک و بصیرت داشته باشند میتونن خودشون قضاوت کنند.

 علت جاذبه زمین جرم بسیار زیاد زمین هست که این موضوع منشا اصلی جاذبه زمین است و نیروی جاذبه فقط یکی از پارامترهای جاذبه است( مثل سرعت جاذبه)
استفاده از این فرمول هیچ ربطی به موضوع اصلی نداره و باعث دور شدن از موضوع اصلی میشه

برای پیدا کردن مرکز جاذبه یا مرکز ثقل یک جسم (مثلا" یک قطعه چوب) میشه اون رو به یه نخ آویزان کرد و آنقدر اون رو جابجا میکنیم که به یک حالت تعادل میرسه البته این تعریف زمانی صادقه که مرکز گرانش جسم در همان بخش فیزیکی ( قابل لمس) جسم باشه
(( یاد آور میشم که دلیلی نداره مرکز گرانش یک جسم روی آن باشه بلکه میتونه خارج از جسم هم باشه))
خوب پس تا اینجا معنی مرکز جاذبه رو فهمیدیم و همینطور کاری به نیروی گرانش نداریم
 آقای دکترحسين کمال الدين با قرار دادن خشکی های زمین در کنار هم و قرار دادن نوک پرگار در مکه به این نتیجه رسید که مکه مرکز خشکی های جهان است
البته زمین رو به صورت یه اطلس جغرافیایی در نظر میگیریم که یادم نبود اینو بگم که تعاریف مربوط به نیروی گرانش برای حالت کره ای زمین است و ما به کره کاری نداریم
اینکه چرا ما این محاسبات را برای کره زمین در نظر نمیگیریم واضح است ، چون هیچ وقت نمیشه روی سطح یه کره ،نقطه ی واحدی رو به عنوان مرکز اون کره و یا مرکز ثقل اون کره در نظر گرفت
خوب با در نظر گرفتن نتیجه تحقیقات این دانشمند و این موضوع که اگر از مرکز ثقل یک جسم ،اون جسم رو آویزان کنیم این جسم به حالت تعادل در میاد ، پس این موضوع که خانه کعبه میتونه مرکز جاذبه زمین باشه نه تنها امری بعید نیست بلکه امری مسلم خواهد بود.

مطلب مرتبط :
http://ebhamat.blogfa.com/post-4.aspx

 

شبهه ای درباره سجده و فایده ی آن و دلیل سجده به طرف کعبه

تحقيقات نشان داده است كه كعبه دقيقا در مركز كره زمين قرار گرفته است. روزنامه الرياض چاپ عربستان به نقل از "مسلم شلتوت" استاد "مركز ملي تحقيقات خورشيد و فضاي مصر نوشته است : تحقيقات فلكي همچنين نشان داده است كه ركن كعبه درست به سمت چهار جهت اصلي ( شرق ، غرب ،شمال و جنوب ) قرار گرفته است. وي افزود : اين تحقيقات تاكيد دارد "حجرالاسود" به سمت شرق ، ركن يماني به سمت جنوب ، ركن شامي به سمت شمال و ركن مقابل حجر الاسود نيز به سمت غرب قرار گرفته است. اين استاد امور فلكي با بيان اين كه در واقع اركان كعبه مشرفه از بدو خلقت نشانگر ۴جهت اصلي بوده است ، اظهار داشت : كعبه نشان از يك معجزه بزرگ در زمينه معماري و جغرافيا دارد.


مکه مکرمه مرکز کره زمين است. جهان در سال 1977 به شدت دچار شگفتي گشت، آنگاه که حقيقت علمي جديدي کشف شد. مبني بر اينكه مکه مکرمه مرکز خشکي‌ها در کره زمين است. اين کشف نتيجه تلاش و کاوشهاي مستمر چند ساله‌اي بود که با مطالعات زياد و با استفاده از ابزارآلات جغرافيايي و رسم جدول و نقشه‌هاي جغرافيايي بدست آمد. دانشمند مسلمان دکترحسين کمال الدين(ره) داستان اين کشف عجيب را چنين نقل مي‌کند: بحث و کاوشم را شروع کردم و هدفم غير از اين بود و دنبال چيز ديگري بودم، هدفم ساختن وسيله‌اي بود تا به هر انساني کمک کند تا جهت قبله را به اونشان دهد زيرا من در مسافرتهايي که داشتم به اين مشکل برخورد مي كردم و اين مشکل براي هر مسلماني پيش مي‌آيد، بخصوص در شهرهايي که در آن مسجدي نيست که جهت قبله را به ما نشان دهد. به فکر افتادم تا نقشه جديدي براي کره زمين رسم كنم و بر روي آن نقشه جهت‌هاي قبله را بدست آورم. اول مدارها و خطهاي شمالي و جنوبي، عمودي و افقي سپس پنج قاره را کشيدم ناگهان چيز عجيبي به ذهنم خطور کرد و حيرت‌زده شدم و آن اين بود که مکه مکرمه در وسط خشکي‌هاي جهان قرارگرفته است.


پرگاري برداشتم و نوک آن را برروي مکه مکرمه نهادم و نوک ديگر بر روي آخرين نقطه خشکي در شرق و اندازه گرفتم و يک بارديگر نوک آن را برروي مکه مکرمه نهادم و نوک ديگر را برروي آخرين نقطه خشکي در غرب و ديدم اندازه هر دو با هم برابر است
. به اين نتيجه رسيدم خشکي‌هاي جهان بطور مساوي اطراف مکه مکرمه تقسيم شده‌اند
و فهميدم که در اين‌صورت مکه مکرمه مرکز خشکي‌هاي جهان است. نقشه‌ي جهان قديم را بيرون آوردم، نقشه قبل از کشف قاره آمريکا و استراليا و مطالعاتم را ادامه دادم باز متوجه شدم که طبق نقشه قديم هم مکه مکرمه مرکزخشکي هاي جهان است. ذكر چهار نكته در اين مورد نياز است.


نکته اول: اينکه مکه مکرمه در مرکز جهان هستي قرار گرفته است به اين معني است كه مكه مكرمه به منزله‌ي پايتختي براي کره زمين است. و هيچ شکي نيست که بهترين و قويترين پايتخت‌ها پايتختي است که در وسط کشور و حکومت واقع شده باشد. زيرا در اين صورت باعث سهولت ارتباط و رفت و آمد مي‌گردد. در قرآن به اين حقيقت علمي اشاره شده است آنجا که مي فرمايد: **وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً... (بقره/143)


بي‌گمان شما را ملت ميانه‌رويي قرار داديم

. اسلام دين ميانه است در منهج و روش، ميانه است در منزلت و جايگاه و ميانه است در مكان و موقعيت جغرافيايي. خداوند مي‌فرمايد: **كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ ...( آل عمران/110)


شما بهترين امتي هستيد كه به سود انسانها آفريده شده‌ايد تا ماداميكه امر به معروف و نهي از منكر مي‌نماييد و به خدا ايمان داريد

. از اينجا به يکي از حکمتها در قرار گرفتن مکه مکرمه به عنوان مقصد حاجي قرار داده شده پي‌ مي‌بريم


نکته دوم: رحمت و عدل خداوندي اقتضاء مي‌كرده است كه مکه‌ي مکرمه در وسط كره زمين قرارگيرد تا از يك طرف انتشار نور اسلام براي تمام جهان آسان باشد و از طرفي ديگر اين دين به طور مساوي و اندازه‌ي لازم در اختيار ديگران قرار گيرد.

نکته سوم: ازآنجايي که پيامبراکرم(ص) براي تمام مردم فرستاده شده است: **وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيراً وَنَذِيراً وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ }(سبأ28) ما تو را براي جملگي مردمان فرستاده‌ايم تا مژده‌رسان و بيم‌دهنده باشي وليكن اكثر مردم بي‌خبرند. حکمت اقتضا مي‌كرد که مکه مکرمه مهد رسالت جهانيان باشد و اين كه مبعث پيامبر در اين نقطه از جهان قرار گرفته اعجاز خداوندي محسوب مي‌گردد.

نکته چهارم: در قرآن کريم کلمه سراج فقط در وصف خورشيد و پيامبر صلي الله عليه و سلم به کار رفته است. خداوند در وصف خورشيد مي فرمايد: **وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاً} (نوح16 ) و ماه را در ميان آسمانها تابان و خورشيد را چراغ كرده است. و خداوند در وصف پيامبر اکرم(ص)مي فرمايند:**وَدَاعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِيراً}( الأحزاب46) به عنوان دعوت‌كننده‌اي به سوي خدا طبق فرمان الله و به عنوان چراغ تابان با توجه به آنچه گذشت مي فهميم که چرا خداوند خورشيد و پيامبر صلي الله عليه و سلم به سراج تشبيه کرده است. زيرا خورشيد مرکز منظومه شمسي است، مکه مکرمه مرکز زمين پس همان‌گونه كه خورشيد جهان را روشن مي‌كند پيامبر صلي الله عليه و سلم نيز زمين را با رسالتش روشن مي‌سازد.

مکه مکرمه مرکز جاذبه زمين است

علوم جديد کشف کرده است كه مکه مکرمه مرکز جاذبه زمين در جهان است. اين چيزي است که يك دانشمند و جغرافي‌دان آمريکايي به آن رسيده است درحالي که هيچ عقيده و ايماني نسبت به آن نداشته است. او شبانه‌روز در کارگاهش جلو نقشه‌هاي زمين مي‌ايستاد و با استفاده از ابزارآلات جغرافياي به اين نتيجه رسيد که مرکز جاذبه زمين مکه مکرمه است. اين كشف پرده از يك راز برمي‌دارد و آن اينكه انسان فطرتاً به سوي مکه مکرمه متمايل است زمين، کوهها، خيابانها و خانه‌ها و هر آنچه در آن است انسان را به سوي خود جذب مي‌کند و اين احساسي است که از آغاز خلقت زمين وجود داشته است. در اين جا لازم به ذكر دو نكته اشاره كنيم:

نکته اول: آيا اينگونه نيست كه هر کسي به مکه مکرمه مي‌رود چه براي حج، عمره، تجارت يا سياحت دوست دارد يک بار ديگر يا صد بار ديگر به آنجا برگردد؟؟ آيا اين چيزي نيست که همه آن را احساس مي‌کنند؟ اين خود مصداق سخن خداوند است آنجا که مي‌فرمايد: **وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً} (بقره/125 بياد آوريد آنگاه كه خانه‌ي كعبه را پناهگاه و مأواي امن براي مردم قرار داديم. (مثابةً) يعني فطرتاً قلبها به آن تعلق دارد فيثوبون به معناي (فيرجعون)مي‌آيد و اين جا منظور اين است كه مردم اشتياق بازگشت به سوي اين خانه را (كعبه) دارند. (و أمناً) كه به معناي آرامش مي‌آيد بيانگر اين است كه انسان در مكه احساس آرامش و سكون خواهد داشت.
پس کسي که به سوي مکه مي رود به خاطر اين جاذبه سختي‌هاي اين راه برايش آسان شده و هماهنگ با حلقه‌هاي مغناطيسي به سوي مکه مکرمه کشيده مي شود و اين مثل شخصي است که در جهت مسير رودخانه شنا مي کند و احساس راحتي مي کند برخلاف کسي که درجهت عکس مسير رودخانه شنا مي کند و احساس سختي و زحمت مي‌کند.

نکته دوم: از آنچه گقته شد شايد يکي از حکمتهاي سخن پيامبر درباره نماز فهميده شود آنجا که فرمود (اي بلال نماز اقامه کن تا به وسيله‌ي آن راحت شويم) نماز فشار روحي، نگراني و اضطراب را کاهش مي دهد و آرامش و سکون را جايگزين آن مي‌کند. هرگاه انسان رو به قبله مي‌ايستد اولاً از لحاظ مادي جهتش بسوي مرکز جاذبه زمين قرار مي‌گيرد. و ثانياً از لحاظ معنوي روحش با با جاذبه شرعي که همان کعبه است، هماهنگ مي‌گردد. شايد کسي بگويد من به مکه مکرمه رفتم ولي اين احساس راحتي و آرامش نکردم؟ در جواب بايد گفت اين احساس شخصي است که از دين خدا و اوامر و نواهي دورشده باشد. به عنوان مثال مردم در زمان حجاج‌بن يوسف در مكه دچار ترس و نگراني بودند در حاليکه آنها در شهر امن و آرامش به سر مي‌بردند، و اين به سبب ظلم و ستم و دوري آنها از احکام الهي بود. پس اگر طبق شريعت اسلام حکم مي‌کردند ديگر هيچ کس از ديگري نمي ترسيد و نگراني نداشت.

مکه مکرمه و ساعت جهاني:

جهان امروز زمان و ساعتش را با زمان و ساعت شهر گرينويچ (شهري در جنوب لندن) تنظيم مي‌کند در همايش سال 1884 در شهر واشنگتن كلمبيا به خاطر نفوذ و قدرت انگليس چون ابرقدرت آن زمان بود مقررشد كه شهر گرينويچ محل شروع زمان در کره زمين باشد. از آن به بعد آن شهر را نقطه شروع زمان قراردادند و بعد خطوط طولي زمين را ترسيم کرده و زمين را به 24 قسمت تقسيم نموده و نصف‌النهار مبدأ را آنجا قرار دادند. اين عمل از دو جهت داراي اشكال است، اولاً خط طولي شهر گرينويچ به مقدار5/8 درجه با خط مغناطيسي زمين زاويه دارد و ثانياً شهر گرينويچ يک شهر نمونه با ويژگيهاي خاص نيست که ديگر کشورهاي دنيا ساعتشان را طبق آن تنظيم کنند. شهر نمونه‌اي که مردم بايد زمانشان را طبق آنجا تنظيم کنند بايد خط مغناطيس شمالي آن بر خط شمال حقيقي (جغرافيايي) قرار گرفته باشد و اين جز در مورد شهر مكه صدق نمي‌كند. بسياري از دانشمندان و مردم در اين زمانه به اين مطلب توجه کرده اند به طوري که کانال الجزيره و ديگر کانالهاي اسلامي ساعتشان را طبق ساعت و زمان مکه مکرمه تنظيم مي‌کنند. البته ساعت گرينويچ را نيز به خاطر شهرت آن ذكر مي‌كنند، بايد دانست که ساعت مکه مکرمه دقيقترين زمان در جهان را نشان مي‌دهد.


در اينجا نيز ذكر دو نكته مفيد است


نکته اول

اين حالت خاص به شهر مکه مکرمه خصوصيات ويژه‌اي بخشيده است به گونه‌اي كه اولاً مرکز جهان است، ثانياً پايتخت کشورهاي جهان به حساب مي‌آيد پس بر انسان واجب است تمام وقت و فعاليتهاي ديني و دنيايي را طبق آن تنظيم کند.


نکته دوم

به دلباختگان تمدن غربي مي‌گوييم. در مورد ديدگاه خود نسبت به كساني كه وجودشان را سرشار از صدق و امانت و راستي مي‌دانيد تجديدنظر كنيد مي‌بينيد چگونه اين حقيقت واضح را مخفي كرده و مردم را فريفته‌اند؟

پاسخ به شبهه تناقض در قرآن

آفرینش آسمان ها و زمین
کدام زود تر آفریده شد؟ آسمان ها یا زمین؟ :
او خدايى است كه همه آنچه را (از نعمتها) در زمين وجود دارد، براى شما آفريد; سپس به آسمان پرداخت; و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود; و او به هر چيز آگاه است. (۲۹)سورة البقرة
آيا آفرينش شما (بعد از مرگ) مشكل‏تر است يا آفرينش آسمان كه خداوند آن را بنا نهاد؟! (27)سقف آن را برافراشت و آن را منظم ساخت، (28)و شبش را تاريك و روزش را آشكار نمود! (29)و زمين را بعد از آن گسترش داد،
(۳۰)سورة النازعات

 

پاسخ

 

من نمیخوام نظری درباره ی تقدم و تاخر آفرینش آسمان و زمین بدم چون علمش رو ندارم اما میشه یه نظر کلی درباره ی آیه هایی که شما آوردی و تناقض در تصور شما ( یا اون کسی که این مطالب رو نوشته) داد
در آیه 29 سوره بقره گفته شده ابتدا زمین و برکاتش را آفرید و سپس به آسمانها پرداخت و آنرا به صورت 7 طبقه مرتب کرد
خوب تا اینجا از این آیه شاید بشه فهمید که ابتدا زمین و سپس آسمان خلق شدند

اما در آیات 27 تا 29 سوره نازعات که شما آوردید در آخر اشاره میکنه به این موضوع : و زمین را پس از آن بگسترانید
متن عربی : والارض بعد ذلک دحئها
چرا اینجا نگفت زمین را پس از آن خلق کرد و گفت بگسترانید
مثلا" میگفت : و خلق الارض بعد ذلک...
وقتی چیزی گسترده داده میشه که از قبل وجود داشته باشه
این طور نیست ؟

 

===================================================

 

 


پاسخ به شبهه تناقضات در قرآن

روز های خدا برابر ۱۰۰۰ سال است یا ۵۰۰۰۰سال؟
و يك روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهايى است كه شما مىشمريد! (۴۷)سورة محمد
امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى‏كند; سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد بسوى او بالا مى‏رود. (۵) سورة السجدة
فرشتگان و روح ( فرشته مقرب خداوند) بسوى او عروج مى‏كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است! (4)سورة المعارج
بالاخره کدام درست است؟ روز خدا معادل ۱۰۰۰ سال زمینی است یا ۵۰۰۰۰ سال؟ ممکن است ادعا شود که این " روزها" فقط ارزش استعاری دارند و نه حسابی و تاریخی. البته این بهانه ی خوبی برای گریز ازاین تناقض گویی نیست. اگر الله تبارک و تعالی می خواست به استعاره رو بیاورد، نیازی نبود با ذکر اعداد مختلف برای طول یک روزخدا -- و نقیض گویی کند. توجیه بهتری که برای این تضاد اقوال باری تعالی می توان یافت این است که خاتم انبیای این موجود موهومی دارای حافظه ی ضعیفی در جعل دروغ بوده است

 

پاسخ :

 

درباره ی این آیات هم نظر شما را به این مطلب جلب میکنم :


(
همه پیامبران معجزات خارج العاده ای برای امت خود داشتند ولی معجزه اصلیآخرین پیامبر یک کتاب بود! امتی که در آینده زندگی میکردند با پیامبری درگذشته! آیندگانی متمدن تر که به ظاهر دیگر فرصت نداشتند شاهد هیچ معجزه ایاز پیامبران جدید هم دوره خود باشند..... چه انصافی...
ولی یک کتاب که به نظر میرسد سلسله ای از اعجاز در گستره زمان است
در هر زمانی هموراه برخی مطالب قرآن علمی و منطقی و قابل توجیه علمی نبوده، یا درک نمیشود و یا ماورا طبیعه در نظر گرفته میشود.
)

آیه (سوره معارج آيه 4):

تَعْرُجُ الْمَلَئكةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فى يَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْف سنَةٍ

ترجمه:
فرشتگان و روح (فرشته مخصوص ) به سوى او عروج مى كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است
(در يك روز به او عروج مى كنند كردند كه اين معادل پنجاه هزار سال براي انسان است)


ظاهراً چیز خاصی ندارد! به جز یکم نسبیت!
گفته شده وقتی فرشته های حرکت میکنند برای آنها یک روز زمان میبرد ولی برای انسانها پنجاه هزار سال طول میکشد!
یعنی قرآن 1400 سال پیش با یک پیامبر که از نظز آکادمیکی بیسواد بوده،گفته زمان نسبی است و بستگی به دید طرف دارد، فرشته یک روز احساس میکند وانسان پنجاه هزار سال!
واقعاً همچین جمله ای در نگاه علم گذشته قابل درک نبود و به شرط ایمان فوقش یک ماورا طبیعه در نظر گرفته میشد.
کی میتونه باور کنه زمان مثل کش لاستیکی میمونه؟


البته در جاهای مکرر قران این نسبیت زمان را داریم، به کرات در قیامت و برزخ و صبر خدا بر اعمال بندگان و...

خوب حالا شاید یک شانس و اتفاق باشد!؟
بگذریم.

حالا چرا 50000 ؟؟؟
جالب است که این عدد 50000 را در جای دیگری هم داریم؟

طبق نظریه نسبیت وقتی چیزی سرعت بگیرد زمان برای او به نسبت ما کند احساس میشود و در دید ما خیلی طول میکشد....
زمان برای فرشته های در حال حرکت اسلام یک روز است و برای ما 50000 سال،خوب نظرتون چیه که برعکس عمل کنیم و سرعت یک فرشته قرآن را در حرکت به دستآوریم؟

همه میدانیم که فرمول اصلی انبساط زمان بر حسب سرعت این است:


که با یک این ور و آن ور کردن سرعت بر اساس انبساط میشود:


سال های قمری حدود 345 روز دارند یعنی میزان اختلاف زمان ما با یک فرشته در حال حرکت 50000*345 است.
پس جایگزین میکنیم:



یعنی یک مقدار ناچیز کمتر از سرعت نور که آنهم به قول یکی از سایتها حتماً به دلیل آن است که فرشته یک وجودی دارد و جرمش صفر نیست!

مطلبی در مورد تناقضات در قرآن

ایل به احتمال فراوان ریشه ی فارسی دارد و به معنای قومی که با هم نسبت خویشاوندی دارند.
اما اسرا؛
در بیان معنای این کلمه با فتحه و یا کسره بر الف به معنای گوناگونی اشاره شده که مهمترین آنها " شریف"، "به بند کشیده شده" و همچنین" پنهان" میباشد.
پس اسرائیل نام قومی است.
از سوی دیگر اسرائیل نام دیگر یعقوب که پسر اسحق و نوه ی ابراهیم است میدانند.
اینجاست که اولین تناقض پیش میاید، چگونه است که لقب یعقوب اسرائیل میباشد، در حالیکه نوادگان او دهها هزار سال بعد به اسارت گرفته میشوند .

 

پاسخ :

 

ئیل یک کلمه ی عبری است و به معنی خدا ، اسرا هم به معنی بنده میباشد

پس اسرائیل به معنی بنده خدا هست ، پس معنی نام یعقوب میشه " بنده ی خدا"

 

===============================================

 

پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد -
(۵۶)سورة الأعراف
پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش آفريد
(۳)سورة یونس
همان (خدايى) كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو وجود دارد، در شش روز آفريد(۵۹) سورة الفرقان
او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد(۷)سورة هود
آیات فوق صراحتا گویای آن است که خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز خلق فرمود. اما مطابق آیات زیر:
-بگو آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براى او همانندهايى قرارمى‏دهيد؟! (۹)سورة فصلت
او در زمين كوه‏هاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و مواد غذايى آن را مقدر فرمود، - اينها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان!
(۱۰)سورة فصلت
سپس به آفرينش آسمان پرداخت، ... در اين هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفريد... (۱۱و ۱۲ ) سورة فصلت
خوب حالا به محاسبه بپردازیم: 2 روز (برای آفرینش زمین) + 4 روز( برای آفرینش برکات) + ۲روز (برای آفرینش آسمان ها) = ۸ روز ، و نه ۶روز
نتیجه: ۶ = ۸ ؟

 

پاسخ :

 

درباره ی این موضوع : از کجا معلوم که آفرینش زمین و برکات روی زمین تواما" انجام نشده که قطعا" هم همینطوره ، یعنی از روز اول که آفرینش زمین شروع شده افرینش برکات هم شروع شده و در پایان آفرینش برکات روی زمین ، آفرینش زمین و برکات آن به پایان رسیده پس تا اینجا 4 روز داریم و اگر 2 روز به آفرینش آسمانها اختصاص داده شود (که در آیه 12 فصلت آمده )مجموعا" 6 روز خواهیم داشت
پس :
6=6

در ضمن پسر خوب ، کار خدا رو با کار ما زمینی های ناچیز مقایسه نکن
شما خدا رو نعوذ بالله به یه کسی که کارخونه ای داره تشبیه کردی که در هر روز باید یک چیز خواصی رو بسازد.
ضمن اینکه این ۶ ُ ۶ واحد زمانی ست و هر واحد زمانی ممکن است ۱ سال ۱۰ سال و یا صدها سال طول بکشد.

 

==================================================

 

در آیات ۱۱-۱۲ و ۱۷۶ سوره نساء نیز می توانید اشتباهات مشابهی ببنید:
در این آیات شریفه که درمورد نحوه تقسیم ارث است پس از جمع سهام ورّاث مجموع سهام بیش از کل دارایی می شود. یعنی مجموع کسرها بیش از یک است. در آیات نخست مجموع برابر ۱.۱۲۵ و در آیه آخر برابر ۱.۲۵می شود. آیا به اذن الله همه چیز ممکن است؟

 

پاسخ :

 

من درباره ی آیه 176 توضیح میدم ، آیه 11 و 12 هم به همین ترتیبه.
معنی آیه 176 رو برای دوستان مینویسم : ای پیامبر از تو درباره ی کلاله سوال میکنند ، بگو خدا چنین فتوا میدهد که هر گاه کسی بمیرد و فرزندی نداشته باشد و او را خواهری باشد وی را نصف ترکه است و او نیز از خواهر ارث میبرد اگر خواهر را فرزند نباشد ، و اگر میت را دو خواهر باشد آنها را دو ثلث ترکه است و اگر میت را چندین برادر و خوار است در این صورت ذکور دو برابر اناث ارث میبرند خدا احکام را بیان میکند که مبادا گمراه شوید و خدا به همه ی مصالح خلق داناست

فرض کنیم شخصی 4 برادر و 2 خواهر (یا هر چندتا)داشته باشه
اون کسی که این مطالب رو در اینترنت گذاشته به این صورت محاسبه کرده که : چون سهم برادر 2 برابر خواهر است پس هر برادر 6/2 (/ را کسر بخوانید)و هر خواهر 6/1 ارث میبرد پس اگر جمع کنیم بیشتر از یک میشود ! که حتی یه دانش آموز راهنمایی هم میتونه تشخیص بده که این گونه محاسبه و تقسیم اشتباه هست
در صورتی که باید به این صورت تقسیم بشه : اگر شخص مرحوم 1000 تومن پول داشته باشه 4 برادر 8 سهم و 2 خواهر 2 سهم میبرند (طبق آیه که گفته برادر 2 برابر خواهر) پس خواهیم داشت
8+2= 10 کل تعداد سهمی که باید گرفته شود
1000/10 = 100 هر سهم
8 * 100 = 800 سهم برادران
2 * 100 = 200 سهم خواهران
800+200=1000 کل سهم
800/4 =200 سهم هر برادر
200/2 =100 سهم هر خواهر
----> سهم برادر =2 سهم خواهر